تبليغاتX
کميته دفاع ازحقوق و منافع ملي ايرانيان
سياسي - اجتماعي - فرهنگي

تحصن در مقابل کنسولگری ایران در هامبورگ

در روز شنبه به تاریخ ۴ شهریور ۱۳۸۵ مطابق با 26.08.2006 تعدادی از هم میهنان

مبارز از حزب مشروطه ایران و کانون سیاسی فرهنگی ایرانیان در مقابل کنسولگری

ایران در شهر هامبورگ تحصن کرده و خواستار آزادی زندانیان سیاسی در ایران شدند

 و با این کار تنفر و انزجار خود را از رژیم ملا ها به نمایش گذاشتند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 14:47  توسط هدایت   | 

بازی انتحاری

اينها می خواهند بمب به خودشان ببندند

و بپرند توی مراكز امريكائی- اسرائيلی

يك روزنامه چاپ تركيه بنام "صاباح تركيه"، گزارشی را در باره گروه زنان انتحاری در ايران منتشر كرده است. اين گزارش نتيجه مشاهدات و مصاحبه خبرنگار اين روزنامه در ستاد كماندوهای استشهادی در تهران است. همزمانی انتشار اين گزارش و تهديدهائی كه بويژه عليه تركيه شده، با جنگ در لبنان و در آستانه ماجرای طرح انفجارهواپيماهای مسافر بری انگلستان- امريكا بسيار سئوال برانگيز است. در دولت بی در و پيكراحمدی نژاد كه هر كس اهل قتل و ترور باشد جواز ابراز نظر و حتی تشكل دارد، همين مواضع و اخبار و گزارش هائی كه درباره آنها منتشر می شود، زمينه های معرفی شدن ايران به كانون اصلی ترور جهانی شده است. چنان، كه محافل در تدارك حمله به ايران، می توانند خود حادثه ای را(مانند ماجرای هواپيمای عازم امريكا از لندن) سازمان بدهند و سپس به آسانی و مستند به همين حرف ها و حركات ايران را بعنوان كانون اين عمليات نشان بدهند.

خبرنگار تركيه با خانمی بنام "افروز رجائی» در تهران مصاحبه كرده كه ظاهرا فرمانده زنان انتحاری است! نه حرف های "افروز" خانم و نه دخترخانم های مدل شده برای عكس های استشهادی را در ايران كسی جدی نمی گيرد. وقتی حرف های احمدی نژاد را كسی جدی نگرفته و همه جا مردم می گويند" ولش كنيد، ديونه است"، حرف های اين فرمانده و دخترخانم های زيرابرو برداشته و مدل شده در چادرهای سفيد را خواه نا خواه كسی جدی نمی گيرد. اما اين بی اعتنائی و جدی نگرفتن مسئله درتهران، به معنای انعكاس های جهانی و بهره گيری های بين المللی از آن ها نيست. و همه مسئله نيز همينجاست!

حالا مصاحبه "افروز" خانم را كه ظاهر قصد آتش افروزی مطبوعاتی داشته بخوانيد كه در روزنامه تركيه منتشر شده است. نخست خبرنگار ترك می نويسد:

دفتر سازمان كماندوهای شهادت طلب ايران با ديوارهای بلندی احاطه شده و از بيرون ديده نمي‌شود.  جلوی در ورودی يك دوربين نصب كرده‌اند. از وجود چنين سازمانی شگفت‌زده شده بوديم، تعجب‌مان وقتی به اوج رسيد كه فرم ثبت‌نام سازمان را مشاهده كرديم. شهادت‌طلبان با انتخاب گزينه‌های موجود در فرم به سوالی نيز جواب مي‌دهند كه خواندن آن ما را گيج كرد.

افروز خانم می گويد: در صورتی كه آمريكا قصد حمله به ايران را داشته باشد و تركيه هم به عنوان پايگاه نيروهای آمريكايی عمل كند، ما مجبور به تهديد تركيه خواهيم شد. ما مي‌خواهيم به عنوان كماندوهای شهادت طلب با آمريكا، انگليس و رژيم اشغالگر قدس بجنگيم. قصد ديگر ما كشتن «سلمان رشدی»، نويسنده‌ای است كه به ساحت خداوند اهانت كرده.

سه سال قبل ما 20 نفر روزنامه‌نگار( لابد از همان دست روزنامه نگاران كه شلمچه و لثارات را در می آورند و يا زن سليطه غلامحسين الهام سخنگوی سابق شورای نگهبان و سخنگوی كنونی دولت!) و عضو هيات‌های علمی بوديم كه برای اولين بار با اين هدف، گرد هم آمديم. حالا ما 56 هزار كماندوهای شهادت‌طلب داريم. يك سوم اين تعداد را هم زنان تشكيل مي‌دهند. ( يعنی 20 هزار خانم و دخترخانم انتحاری داريم!)

خبرنگار ترك می پرسد:

- تا به حال چه عمليات‌هايی انجام داده‌ايد؟

- نمي‌توانم به اين پرسش شما پاسخ بدهم. اين مورد جزو اطلاعات سری است. اما يك چيز را به شما بگويم; ما با نظامي‌ها يك فرق عمده داريم. ما فقط به عنوان كماندوهای شهادت‌طلب وارد عمليات مي‌شويم. شيوهء ما هم اين است كه بمب‌ها را به خودمان ببنديم و بعد منفجرشان كنيم. شيوه ما خاص خودمان است.

- كماندوهای شهادت‌طلب فقط ايرانی هستند؟

- خير، به عنوان مثال 35 يهودی با پر كردن فرم به عضويت سازمان ما درآمده‌اند. از تركيه هم اعضايی داريم، اما تعدادشان را نمي‌دانم.  اگر تركيه به آمريكا اجازه استفاده از خاك كشورش جهت حمله به ايران را بدهد، از ما انتظار سكوت نداشته باشد. ما در برابر چنين شرايطی، واكنش نشان خواهيم داد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 15:9  توسط هدایت   | 

احمدی نژاد

رئيس جمهوری بی قدر و منزلت

و سرگردان پشت در خانه مراجع قم

چند سايت خبری داخل كشور، اشاره به سفر ناگهانی احمدی نژاد به قم كردند. ظاهرا اين سفر بدستور رهبر و برای رفع جبهه گيری های روحانيون بلند پايه اين شهر عليه احمدی نژاد و دولت او صورت گرفت. مشاور احمدی نژاد در امور روحانيت خود تبديل به معضلی در كابينه احمدی نژاد تبديل شده است، زيرا او با توصيه مستقيم مصباح يزدی منصوب شده و در سفرهائی كه به قم می كند، مراجع اين شهر بندرت و با اكراه حاضر به پذيرش او می شوند. احمدی نژاد، پس از دستور رهبر چنان شتابزده راهی قم شد كه فراموش كرد قبلا بپرسد همه روحانيون بلند پايه دراين شهر هستند و يا او را می پذيرند يا خير!؟

به همين دليل وقتی او وارد قم شد كه آيت الله بهجت، آيت‌الله مكارم شيرازی و آيت‌الله صافی گلپايگانی، همزمان با حضور هاشمی رفسنجانی در مشهد، در اين شهر بسر می بردند! آيت الله جوادی املی در دماوند بود و آيت الله مشكينی نيز در گوشه يكی از بيمارستان های  تهران، آيت‌الله ميرزاجواد تبريزی و آيت‌الله وحيد خراسانی نيز در قم نبودند. ظاهر همه آنها در محافل و شهرهای ديگر سرگرم رايزنی برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری اند و همگی نيز معترض و منتقد طرح جديد وزارت كشور برای قاطی كردن دو انتخابات شوراها و مجلس خبرگان و يكجا برگزار كردن آنها. از همه آنها نگران تر، شخص رهبر است كه هنوز نمی داند قادر به سرهم بندی كردن انتخابات خبرگان و بردن عده ای دستچين شده به آن مجلس هست يا نه؟ و اين درحالی است كه درمحافل سياسی تهران گفته می شود بر شمار منتقدان بسيار جدی سياست های جنگی رهبر در ميان روحانيون بلند پايه افزوده شده است و اين بيم كه انتقادات موجود در صورت نزديك تر شدن خطر يورش به ايران به مجلس خبرگان راه يابد! سمت گيری اين انتقادات، بصورت تند تر متوجه احمدی نژاد است و روحانيون منتقد سياست های رهبر و احمد جنتی او را مهره ای بسيار ضعيف برای اداره كردن كشور و جنجال آفرينی های او را خطرناك برای موجوديت جمهوری اسلامی می دانند. درمحافل سياسی تهران همچنين گفته می شود كه از جمله انتقادات روحانيون بلندپايه نسبت به رهبر، سپاهی شدن حكومت است. اين بحث ها درميان روحانيون قم آنقدر رايج است كه تقريبا همه آنها درجريان آن قرار دارند و به همين دليل آيت الله نوری همدانی كه درجريان سفر احمدی نژاد بصورت استنثا در قم بود و يا برای نديدن احمدی نژاد قم را ترك نكرده بود، به او وقت ملاقات ويژه نداد و رئيس جمهور در خانه او نيز سنگ روی يخ شد.

نوری همدانی كه حتی روحانی چندان مطرحی نيز نيست، احمدی نژاد را درجمع عده ای از دانشجويان دانشگاه امام حسين(ع) كه با وی قرار ملاقات داشت پذيرفت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 15:3  توسط هدایت   | 

 

بحران در روابط ايران- تركيه

اين اطلاعات برای انتشار دراختيار پيك نت قرار گرفته است

هواپيمای ايلوشين

با كليه سرنشينان سپاهی آن

درخاك تركيه پائين كشيده شد

اين هواپيما عازم سوريه بود و پيش از آن نيز يك هواپيمای حامل موشك های بُرد متوسط
با اخطار نيروی هوائی تركيه به ايران بازگرانده شده بود.

يك هواپيمای مدل "ايلوشين" ساخت روسيه كه از ايران به سوی لبنان در حركت بود، در آسمان تركيه پس از چند اخطار نظامی نيروی هوائی اين كشور مجبور به فرود شد و كليه سرنشينان آن كه اعضای سپاه پاسداران بودند بازجوئی شدند.

اين هواپيما، از سری هواپيماهای ايلوشين عراق بود كه درجريان جنگ اول خليج فارس( اشغال كويت توسط ارتش صدام و سپس حمله امريكا و خروج از كويت) بصورت امانت به ايران منتقل شد اما جمهوری اسلامی ديگر آنها را به رژيم صدام حسين پس نداد. اين هواپيماها دراختيار سپاه پاسداران قرار گرفت و سپاه بدون شماره پرواز، دو طول دولت خاتمی از آنها برای جابجائی پرسنل سپاه و خانواده های آنها و برخی جابجائی های نظامی استفاده می كرد. با روی كار آمدن احمدی نژاد سپاه خيلی سريع تقاضای وام با 4 درصد بهره از دولت وی كرد و با همين وام كه از صندوق ذخيره ارزی پرداخت شد، خط هوائی "پارس" تاسيس شد و هواپيماهای مصادره ای عراق زير چتر اين شركت قرار گرفتند تا پروازهای آنها شكل قانونی و رسمی به خود گرفت. بر شمار پروازها افزوده شد و تهران- چين- مالزی- كيش- سوريه- بلاورس در جدول پروازهای "پارس" قرار گرفت. در جنب اين پروازها كه هدايت كامل آن برعهده سپاه پاسداران است برخی ماموريت های فوق سری گنجانده شد و با حمله اسرائيل به لبنان اين ماموريت ها حالت بسيار جدی تر و جنگی تری به خود گرفت. با بسته شدن فضای هوائی تركيه، اردن و عربستان برای سوريه و لبنان به روی پروازهای ايران، هواپيماهای شركت "پارس" اجازه ورود به آسمان تركيه و رسيدن به سوريه را نيافتند. مذاكرات با دولت تركيه چنان بی نتيجه ماند كه هواپيماهای "پارس" بلافاصله پس از وروی به خاك تركيه با اخطار نظامی مواجه شده و ناچار به بازگشت شدند. يك هواپيمای شركت "پارس" حامل موشك های بُرد متوسط كه به اخطارهای نظامی دولت تركيه توجه نكرده و قصد ادامه پرواز را داشت، با پرواز چند هواپيمای نظامی امريكا و اسرائيل بر روی خاك ايران ناچار به بازگشت به تهران شد. ( خبر اين پروازها برای نخستين بار در پيك نت و با عنوان " 6 بامداد- پرواز هواپيماهای اسرائيلی- امريكائی روی تهران" منتشر شد.)

بموجب اطلاعی كه به پيك نت رسيده، آخرين پرواز و تلاش سپاه پاسداران برای انتقال نيرو به لبنان توسط هواپيماهای ايلوشين شركت "پارس" با واكنش بسيار تند دولت تركيه مواجه شده و هواپيما با اسكورت هواپيماهای جنگی ارتش تركيه ناچار به فرود اجباری در خاك اين كشور شد و سرنشينان آن كه همگی اعضای سپاه پاسداران بودند بازجوئی شدند. هنوز اطلاعی از سرانجام اين بازجوئی نرسيده و معلوم نيست دولت تركيه با هواپيمای حامل اعضای سپاه چه كرده است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 15:1  توسط هدایت   | 

بحران لبنان: تصویب قطعنامه شورای امنیت

شورای امنیت سازمان ملل متحد شب گذشته با اتفاق آرا قطعنامه ای را برای پایان دادن به اقدامات خصمانه در لبنان به تصویب رساند. پیش از تصویب این قطعنامه، دولتهای اسرائیل، لبنان، آمریکا و فرانسه موافقت خود را با پیش نویس تعدیل شده آن اعلام کرده بودند.

در قطعنامه 1701 شورای امنیت از جمله این موارد خواسته شده است: توقف کامل اقدامات خصمانه، خارج شدن نیروهای اسرائیل از جنوب لبنان، استقرار همزمان ارتش لبنان در جنوب این کشور با کمک نیروهای سازمان ملل، تقویت نیروهای سازمان ملل، ایجاد منطقه ای میان رودخانه لیتانی و خط آبی مرز بین المللی که در آن هیچ نیروی مسلح و تجهیزات جنگی، به جز آنچه به ارتش لبنان اختصاص دارد، وجود نداشته باشد، اجرای کامل قطعنامه 1559 و 1680 که در آن خلع سلاح شبه نظامیان لازم اجرا است، ممنوع بودن فروش سلاح به لبنان، مگر با اجازه رسمی دولت لبنان.

تلویزیون سی ان ان طی گزارشی در این باره گفت اهود المرت، نخست وزیر اسرائیل پیش از تصویب قطعنامه در شورای امنیت با رئیس جمهوری آمریکا تلفنی گفتگو کرد.

پرزیدنت بوش در این تماس تلفنی اظهار داشت درگیری لبنان را حزب الله که توسط رژیمهای تهران و دمشق حمایت می شود، آغاز کرد.

در نشست شب گذشته شورای امنیت، وزرای امور خارجه چند کشور عضو دائم این شورا حضور داشتند.

در این جلسه، کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا از رژیمهای تهران و دمشق بعنوان حامیان گروه ستیزه جوی حزب الله لبنان خواست که به قطعنامه 1701 شورای امنیت احترام بگذارند.

وی رژیمهای تهران و دمشق را مقصر بحران لبنان دانست.

در نشست شب گذشته شورای امنیت، سفیر اسرائیل نیز طی سخنانی ضمن اشاره به نقش ویرانگر رژیم اسلامی در ایجاد بحران در منطقه و جهان از جمله گفت اگر توطئه تروریستی اخیر برای منفجر کردن چندین هواپیما در آسمان بوقوع می پیوست، همه جهانیان امروز عزادار بودند به جز سران رژیم تهران که مطمئنا آن را جشن می گرفتند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 14:54  توسط هدایت   | 

زیر ساطور و زنجیر و چماق استبداد زیستیم و سرخم

نکردیم و برای از دست دادن چیزی جز زنجیرهایمان نبود،

این پیام همیشگی اکبر بود

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

هان ای چاقوی کند کهنسال ،

زیر باران این همه پر،

تا کی رد گلوی آن همه پرنده را پنهان خواهی کرد؟

تو که نمی توانی کبوتران بازمانده از آن حماسه را

دست آموز دانه و دلهره کنی.

نمی توانی.

نسل چراغ و دریا، نسل اکبر محمدی و عزت ابراهیم نژاد را بنگرید.

نسلی عاشق و زخم خورده و سوخته و همیشه زنده که همانند عاشقان نسل قبل خود، سر بر سینه ی خاک نهادند و به چرا رفتگانی بودند که برای ما بی چرا ماندگان پیام و راه باقی گذاشتند.

عجب نسلی! عجب معجزتی که بی اکسیژن زیسته ایم.

سالها زیر ساطور و زنجیر و چماق استبداد زیستیم و سرخم نکردیم و برای از دست دادن چیزی جز زنجیرهایمان نبود، این پیام همیشگی اکبر بود.

و اکنون حضور و فریادمان و اکبر و حجت و عزت و دیگر هم پیمانانمان خوابی از دیکتاتور ها آشفته کردند که درسی باشد برای ابد.

اکبر محمدی، سمبل این نسل بود.

خفاشان اگر چه جسم اکبر محمدی و اکبر محمدی ها را به خیال خود خاموش کرده اند و اگر چه به دست و پا و زبان آزادی خواهان قفل می زنند؛ اما حقیقت این است که راه و مسیر آزادی و دموکراسی روشن تر از آن است که شب پرستان تصور دارند و آزادیخواهان زنده تر از هر روز راه را می پویند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن عرض تسلیت به خانواده ی محمدی و جنبش دانشجویی و دموکراسی خواهی، به حاکمان هشدار میدهد که اگر گمان می کنید، موج جدید بازداشتها و سرکوبها و آدم ربایی ها و قتل زندانیان سیاسی و ارعاب ، آینده و امنیت شما را که بر سرنیزه تکیه زده اید؛ تضمین می کند سخت در اشتباهید چرا که سحر و روشنی برای طلوع، از شب و تاریکی اجازه نخواهد گرفت.

اکبر محمدی، به عنوان الگویی از هزاران اسوه ی مقاومت و پایداری و آزادیخواهی- امروز که مصادف است با سالروز کشتار سراسری زندانیان سیاسی- نامش و راهش در طول جنبش دانشجویی زنده خواهد ماند.

نام نگونساران شاهدان چمن زنده خواهد ماند. چرا که همیشه زنده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 21:53  توسط هدایت   | 

یک بام و دو هوا و دو اکبر- بصیر نصیبی

اکبر گنجی، زندانی بود. اکبر محمدی هم، زندانی بود. اکبرگنجی از دل این حکومت برخواسته مدافع وهمراه باند دوم خرداد بود، منوچهر محمدی، کلیت رژیم را رد می کرد، اکبر گنجی به مرخصی می آمد، اکبر محمدی هم به مرخصی می آمد، اکبر گنجی به هنگام مرخصی به دیدار آیت الله منتظری می شتافت تا زمینه حکومتی اسلامی را بدون خامنه ای فراهم کند، اکبر محمدی به خاطر معالجه و به تشخیص پزشک با مرخصی استعلاجی به نزد پدر ومادر دردمندش در آمل می رفت، اکبر گنجی را به زندان بر می گرداندند، منوچهر محمدی را علیرغم تشخیص پزشک خودشان مجبور به بازگشت به زندان کردند و هزینه برگرداندن او از آمل تا زندان را هم از خانواده دردمندش طلب کردند، گنجی به هنگام اعتصاب به یک بیمارستان بیرون زندان برده شد. اکبر محمدی را با شرایطی وخیم در زندان نگهداشتند. سایت های دوم خردادی اینجا فقط برای گنجی و اعتصاب غذایش از جان مایه می گذاشتند ، نوری زاده مردم را دعوت می کرد هر کس با دسته گلی در بیمارستان به دیدار اکبر بشتابند -خانم شیرین عبادی از در مخفی بیمارستان خودش را به بستر گنجی می رسانید- اما این خانم اصلا نام محمدی ها را بیاد داشت؟ اصلا بیادش مانده بودعلاوه بر زندانیان گواتمالا در جمهوری اسلامی هم زندانیان زیر شکنجه جان می بازند ویا رژیم آنان را می کشد ومرگ آنان را به اتفاقی پزشگی پیوند می دهد ( سعیدی سیرجانی، زیبا کاظمی. اکبر محمدی. و...)

همان زمان که گنجی در اعتصاب غذا بود ،همین موقعیت را محمدی هم داشت. اما نه آقای سروش نگران وضعیتش بود نه مسعود بهنود از قلم مخملینش برای دفاع از وی مایه گذاشت، وقتی بدروغ و از مجرایی مبهم شایع شد که اکبرگنجی در اثر اعتصاب در گذشته است. مسعود بهنود چه بی تاب بود. نه شب خواب به چشمش می آمد و نه در روز دست و دلش به کار می رفت، آنچه نیرو داشت به قلم مخملینش منتقل کرد و چه اکبر ، اکبری سر می داد- آیا در آن شرایط آقای بهنود کلامی در وصف اکبر محمدی به زبان آورده بود*؟ وقتی گنجی در مرخصی بود- جمع شارلاتان های دوم خردادی گردش حلقه زده بودند، شمس الواعظین، جلایی پور، عیسی سحرخیز، مشاوران خاتمی- فاطمه حقیقت جو ، معماران سازمان مخوف واواک (سعید حجاریان و... ) و سپاه پاسداران (محسن سازگارا و...) اصلا چه کسی به خانه حقیر محمدی ها سر میزد- چه کسی با پدر ومادر او که فقط ضجه می زدند و ناله می کردند، همراهی کرد؟ ؛ آقای گنجی در زندان پزشگ مخصوص از بیرون زندان داشت ( دکتر معین کاندید مردود شده ریاست جمهوری) پزشک خصوصی محمدی چه نام داشت؟

به هنگام اعتصاب گنجی میکروفون رادیوها در اختیار همسر آقای گنجی بود و ایشان دایم توی رادیو های بی، بی، سی و بخش فارسی رادیو آلمان، رادیو فردا، هر حرکت وتکان آقای گنجی را منعکس می کردند و سایت های اخبار روز و ایران امروز، روز، پیک نت ، شهروند. بازگوی سخنان خانم گنجی بودند. آیا پدر ومادر در مانده محمدی ها به این سایت ها و به این رادیو ها راه داشتد؟

چه کسی به صدای مادر وپدر محمدی توجهی داشت؟ عکس های گنجی، در حالت های متفاوت هر روز روی سایت های فوق بود- یک گرم تغییر وزنش را فوری خانم گنجی گزارش می داد تا افکار عمومی در جریان وضعیت آقای گنجی قرار گیرند، اما عکسی از اکبرمحمدی که موقعیت او را به هنگام اعتصاب غذا مشخص کند روی هیچ سایتی دیده شد؟ 2روز قبل از قتل محمدی به هنگام بازدید شبه نمایندگان مجلس ارتجاع از زندان - دهان محمدی را با چسب مسدود کردند و دست ها و پاهای اورا به تخت زندان بستند. چرا کسی عکسی از این وضعیت محمدی منتشر نکرد؟ چرا در مورد اکبر محمدی نگهبانان به هوش بودند تا مبادا عکس و یا سندی از زندان خارج شود اما در مورد اکبر گنجی از هوش می رفتند تا عکس ها و مقالات فیلسوفانه آقای کانت مسلمان در سراسر جهان پخش شود- چرا یک زندانی می تواند لحظه به لحظه خبرهایش را از درون زندان منعکس کند اما زندانی دیگر را اول می کشند و بعد خبری مربوط به او را که سازمانهای امنیتی تنظیم کرده اند در مطبوعات دست نشانده شان چاپ می کنند؟

چرا پرزیدنت بوش مهربان فقط آزادی اکبر گنجی را خواستار شد؟ چرا اتحادیه اروپا و خبرنگاران بدون مرز، سازمان های حقوق بشر هیچ کوششی برای نجات این زندانی مظلوم انجام ندادند؟ چرا هیچ موسسه ای جایزه ای برای مقاومت او در برابر جلادان خون آشام رژیم اسلامی اهدا نکرد؟ آقای لاهیچی و کمیته حقوق بشرش به غیر از شرکت در برنامه بدرقه خانم عبادی ؛ و پروژه اکبر گنجی چه اقدامی برای محمدی ها انجام داد؟

چرا آقای چامسکی از محمدی دفاع نکرد؟ اصلا این آقای فیلسوف ضد بوش جز اکبر گنجی زندانی دیگری را در سیاهچالهای جمهوری اسلامی می شناسد؟ چرا قلب حساس بزرگ بانوی شعر معاصر برای اکبر محمدی ضربانش تغییر نکرد و حسی در وصف حال اکبر محمدی به خانم بهبهانی الهام نشد؟ آیا دکتر براهنی ها، میلانی ها که برای گنجی این چنین مرثیه سر می دادند، هرگز کلمه ای در مورد محمدی ها گفتند و نوشتند؟

آقای گنجی، و دیگر همراهانش، در برنامه اعتصاب عذای ناکامی که برگذار کردند این توهم را میخواستند به پراکنند که اگر رژیم زیر فشار بین المللی قرار گیرد مجبور می شود زندانی های سیاسی را آزاد کنند. آقای گنجی از ما بهتر می دانست که چنین امری محال است چرا که رژیم با حراج ثروت ملی ایران وجدان ها را خریده است و برای این نوع اقدامات نمایشی تره هم خورد نمی کند - تنها با اراده مردم رنج کشیده ایران و با مقابله جدی روی در رویی و قیام عمومی می توان این بساط ظلم را برچید.

حالا آزادی زندانی های سیاسی پیشکششان فقط به بخشی از رفتار های ضد انسانی رژیم در همین مدت کوتاه که اجازه خروج به اکبر گنجی را واواک حکومت صادر کرده است توجه کنید: (من فهرست وار نقلشان می کنم )

محکومیت 8 ماه تعزیز تقی رحمانی و هدی صابر/محکوم کردن 10 نفر یه حکم اعدام به بهانه های وا هی وبرای زهر چشم گرفتن از مردم معترض خوزستان/ 5 سال تبعید دبیر انجمن صنفی کردستان /صدور چندحکم سنگسار/محاکمه دو دانشحوی دانشگاه یزد/ احضار وبازجویی خسرو سیف / دستگیری 11 نفر ار کارگران اخراج شده شرکت واحد/ دستگیری مجدد احمد باطبی/ قتل اکبرمحمدی در زندان اوین/

سرانجانم پدر ومادر محمدی را در فرودگاه از مردمی که با استقبال آمده بودند دور کردند. پیکره محمد ی را هم به همان شیوه ای که در باره زهرا کاظمی رفتار کرده بودند با عجله وبی توجه به خواست خانواده اش به خاک سپردند. این بود نتیجه حضور آقای گنجی در اروپا و آمریکای قبلا جهانخوار- ملاقات با شخصیت های جهانی، برگذاری اعتصاب غذای جهانی! حالا ببینیم شخصیت جهانی ای مثل گنجی که رژیم از او و موقعیتش می ترسد!! جدا از اقدامات نمایشی در مورد پرونده اکبر محمدی چه خواهد کرد؟

هر چند آقای گنجی خود خالق طرح بخشش عوامل سرکوب هستند و آنها که در اعدام مردم خوزستان سهم دارند- آنها که حکم سنگسارها را صادر می کنند، بازجویانی که در قتل اکبر محمدی دخالت داشتد- آنها که همچنان گردن میزنند، در زندان ها به زنان زندانی تجاوز می کنند- دختران جوان را به شیوخ می فروشند. هیچ نگران نباشند، همچنان به جنایت هایشان ادامه دهند وقتی خسته شدند خودشان را به کمیته حقیقت یاب آقای گنجی معرفی کنند؛ از اسلام بنیادگرا ببرند به اسلام راستین وصل شوند ورقه بخشودگیشان را از دست مبارک اکبر رهبر دریافت کنند. برای ماست مالی پرونده محمدی هم جای نگرانی نیست، پرونده را به خانم شیرین عبادی بسپارید او خودش بلد است تا با انتقاد آبکی از برخی از قوانین ج. اسلامی و آرزوی تغییر گام به گام آن تا 20 سال آینده - این پرونده را هم در کنار پرونده زهرا کاظمی بایگانی کند.

بصیر نصیبی اول اگوست 2006. زاربروکن / آلمان
www.cinemayeazad.blogspot.com cinema-ye-azad@t-online.de

* بلافاصله بعداز پخش خبر قتل محمدی -مسعود بهنود در مقاله ای فرصت طلبانه ، قلم فرسایی کرد ( دیگر نان به نرخ روز خور ها هم خواهندآمد) او که همیشه به اعتدال پایبند بود یک باره ودر یک چرخش حیرت آور مدافع رادیکالیسم شد.اما البته با این تفسیر که اینگونه رفتار به جوانی و خام اندیشی مرتبط است و با افزایش سن عقل هم تکامل پیدا می کند. مثال او مربوط است به عاقبت یوشکا فیشر ،وزیر امور خارجه سابق آلمان که از چریکی دست برداشت به دولت شرودر پیوست. در جنگ وتجاوز به بالکان با دولت شرودر همراهی کرد، فیشر که قبلا در مجلس آلمان، معترض رژیم جمهوری اسلامی ویکی نمایندگانی بود که علیه ج. اسلامی وجنایت می کونوس نطق های اثر گذار می کرد به بهترین دوست آخوندها تبدیل شدودر دوام رژیم سهم عمده ای بعهده گرفت؛ هم اکنون هم برای زد وبند با رژیم ودر مورد پرونده اتمی به دستبوس احمدی نژاد رفته است. بله آقای بهنود آرزوی چنین عاقبتی را برای رادیکال ها دارد. البته بهنود یادش رفت بگوید که این رفتار فیشر چگونه حزب معتبر سبزها را بی اعتبار کرد و چگونه در جلسه عمومی حزب، یکی اعضاء با ماده رنگی ضربه سختی به گوش آقای وزیر کوبید وعضو دیگر به شیوه ای دیگر که در دنیا هم متداول است کاملا عریان شد و صدای اعتراضش را اعلام کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 21:51  توسط هدایت   | 

خاکسپاری پیکر اکبر محمدی...

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

بنا برآخرین گزارشات دریافتی، مامورین حکومت با انتقال پیکر اکبرمحمدی به شهر آمل اجازه برگزاری هر گونه مراسمی را برای وی سلب کرده اند.

خانواده ی اکبر محمدی که در ساعات اولیه صبح امروز وارد ایران شدند،طی اقدامی ناگهانی از سوی نیروهای امنیتی اجازه ورود به سالن فرودگاه را نیافته و بلافاصله به شهر آمل انتقال یافتند. حدود 200-300 تن از مردمی که برای همدردی با خانواده ی محمدی در فرودگاه مهر آباد حاضر شده بودند، موفق به دیدار با این خانواده نشدند.

همچنین خبرهای رسیده حاکی از آن است که ساعتی پیش پیکر اکبرمحمدی در یک روستای کوچک در شمال ایران به خاک سپرده شد در حالی که هیچ یک از دوستان و یا مردم در مراسم تشییع جنازه او حضور نداشتند.

گفته میشود رژیم جمهوری اسلامی خود عامل خاکسپاری پیکر اکبر محمدی در این روستای کوچک میباشد.

به گفته ی برادر محمدی مامورین اطلاعاتی از ساعات ابتدایی امروز منزل آنها را در آمل به محاصره در آورده و کلیه خیابانهای منتهی به آن را بسته اند.

همچنین منوچهر محمدی برادر اکبر محمدی که در زندان اوین به سر میبرد، علی رغم وعده های مسئولین زندان تاکنون موفق به گرفتن مرخصی نشده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:51  توسط هدایت   | 

اعلام اعتصاب غذا در ترکیه برای بزرگداشت اکبر محمدی
 
 

هر شب ستاره ای به زمین می کشند
باز این آسمان غمزده غرق ستاره است

بار دیگر حکومت غاصب و جبار و جنایت پیشه که به اصول انسانیت و اخلاق انسانی پایبند نیست یکی دیگر از مبارزین و فعالین سیاسی / دانشجویی را به دست سلاخان ذوب شده در ولایت جهل و جنایت سپرد و او را به قتل رساند .

بدین وسیله همدردی خویش را با خانواده عزیز از دست رفته ( اکبر محمدی ) و خانواده بزرگ ایران به خاطر از دست دادن دانشجوی مبارز و اسطوره مقاومت وآن سرو آزاد اندیش ( اکبر محمدی ) ابراز داشته و تسلیت عرض می نماییم .

در این راستا ما جمعی از فعالین سیاسی در تبعید که به خاطر دگراندیشی و مخالفت با حکومت ولایی جور و جنایت که ناخواسته از ایران تبعید گشته ایم ، به نشانه همدردی و اعتراض به این ضایعه که مسئول آن قوه قضائیه حکومت اسلامی است واعتراض به نقض مستمر حقوق بشر و رفتار غیر انسانی با فعالان و مبارزان سیاسی ، بالاخص زندانیان در بند، اعلام می داریم که از روز سه شنبه 10/5/1385 برابر با 2/8/2006از ساعت 10 صبح به مدت 3 روز دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.

در این اعتصاب از طیف های مختلف مبارزین سیاسی / دانشجویی شرکت خواهند داشت که اختلاف سلیقه خویش را کنار گذاشته و تنها دشمن خویش را حکومت اسلامی حاکم بر ایران دانسته و لذا تنها با شناسنامه ایرانی و پرچم شیر و خورشید نشان در این اعتصاب شرکت خواهند کرد . و اذعان می داریم که خواهان تشکیل یک دادگاه بین المللی از سوی سازمان های حقوق بشری جهت رسیدگی و محکوم کردن عوامل این جنایت و جنایاتی از این دست هستیم .

زنده باد آزادی ، پاینده ایران

مکان : ترکیه – شهر وان – مقابل دفتر سازمان ملل
اسامی شرکت کنندگان به ترتیب حروف الفبا :

1- عماد بنی خلیفه
2- جمال حسینی
3- رحیم رمضانی
4- محمد سیاهی نو بندگانی
5- فرهاد صالح نیا
6- علی عالم زاده
7 - مسعود مجیری(نویسنده و روزنامه نگارمستقل)

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:47  توسط هدایت   | 

اعتراض زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج به قتل اکبر محمدی
 
 

فعالان حقوق بشر در ایران

بنا بر گزارشات رسیده از زندان گوهر دشت کرج عده ای از زندانیان سیاسی این زندان در یک اقدام مشترک بعد از شنیدن خبر درگذشت اکبر محمدی در زندان اوین در ساعت 10 صبح با خواندن سرود ای ایران یاد و خاطره اکبر محمدی را گرامی داشتند .

بعد از اتمام سرود زندانیان به صورت دستجمعی شعار مرگ بر استبداد ، زنده باد آزادی ، درود بر محمدی ، درود برحجت زمانی و همچنین به روان پاک تمام زندانیان در سالهای گذشته درود فرستادند .

این عمل که توسط آقایان جعفر اقدامی ، بهروز جاوید تهرانی ، امیر حشمت ساران ، مهرداد لهراسبی ، ولی الله فیض مهدوی و علیرضا کرمی خیر آبادی انجام گرفت به مدت یک ساعت به طول انجامید

در طی این اعتراض مامورین زندان ابتدا هیچ واکنشی نشان ندادند و پس از گذشت یک ساعت با دخالت مامورین ، زندانیان را به سلول های خود هدایت کردند .

لازم به ذکر است در پی بزرگداشت اکبر محمدی در روز پنج شنبه در زندان گوهر دشت مراسم یادبودی از سوی زندانیان این زندان برگزار خواهد شد .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:47  توسط هدایت   | 

وزارت اطلاعات والدین داغدار اکبر محمدی را در فرود گاه  دستگیر کرد
 
 
در حالیکه جمعیت کثیری برای استقبال از والدین اکبر محمدی همراه با دائی او در فرودگاه مهرآباد حاضر شده بودند، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با دستگیری آنها به محض پیاده شدن از هواپیما، از روبرو شدن آنها با مستقبلین جلوگیری کرد و آنها را با کاروانی از هشت اتوموبیل به نقطه نامعلومی انتقال یافت.

نسرین محمدی، خواهر اکبر محمدی، که با والدین خود در آنکارا دیدار داشت و آنها را در فرودگاه به سوی ایران بدرقه کرد، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید مادر اکبر محمدی جریان دستگیری خود و شوهرش را تلفنی به برادرش که در فرودگاه برای استقبال از آنها حاضر شده بود، اطلاع داد ولی بعد تلفن او خاموش شد.

پدر و مادر سالخورده اکبر محمدی، که هنگام جان سپردن او برای دیدار دگر فرزندان خود به ترکیه رفته بودند و در ایران نبودند، شب گذشته (دوشنبه شب) به ایران بازگشتند تا از چند و چون از دست رفتن فرزند خود مطلع شوند و جسد اکبر محمدی را تحویل بگیرند اما وقتی به فرودگاه مهرآباد تهران رسیدند، توسط ماموران حکومت بازداشت شدند و به نقطه نامعلومی انتقال یافتند. نسرین محمدی، خواهر اکبر محمدی، که در ترکیه پدر و مادر خود را به سمت ایران بدرقه کرد در مصاحبه با رادیو فردا در این باره توضیح می دهد.

(رادیو فردا): خانم محمدی، آخرین خبری که از تهران دارید چه است و در باره پدر و مادرتان که به تهران رفته اند؟

نسرین محمدی (آنکارا): فقط اطلاع دارم که تماس گرفتیم و مادرم اینها وقتی رسیدند به فرودگاه مثل اینکه وزارت اطلاعات از در پشتی خانواده من را می‌برد بیرون و مادرم زنگ زده بود به دائی یک دقیقه با او صحبت کرده بود و گفته بود هشت ماشین وزارت اطلاعات به زور اینها را می‌خواهند ببرند آمل، چون دائی‌ام گفته بود که جلوی در اصلی فرودگاه منتظر آنها بودند و جمعیت زیادی آمده بودند به استقبال بابا و مامان و رژیم وحشت کرده بود و بعد از آن نه ما توانستیم با پدر ومادرم تماس بگیریم نه دائی‌ام. ضمنا مامان به دائی‌ام گفته بود که بابا از نظر قلبی وضعش وخیم است و دیگر از آن به بعد دیگر تلفن خاموش شده و وزارت اطلاعات مثل اینکه تلفن آنها را خاموش کرده و دیگر بیشتر خبری نداریم و به خانه زنگ زدیم گفتند پدر و مادرم نرسیدند به خانه و خبری نداریم و فقط گفته بودند... مامان در آن لحظه که با دائی‌ام صحبت کرده بود، گفته بود دارند به زور ما را می‌برند با هشت تا ماشین وزارت اطلاعات.

آیا برای کالبد شکافی از پدر و مادر شما اجازه گرفته بودند؟

نسرین محمدی: بدون اجازه خانواده ما بردند برای کالبد شکافی و وقتی بابا فهمید، زد توی سرش و گفت هیکل پسرم را می‌خواهند تکه پاره کنند. ای خدا پیکر پسرم را تکه پاره می‌کنند. بابا و مامان توی آنکارا چند بار بیهوش شدند و حالشان وخیم بود. توی فرودگاه هم که بردیم بابا یک دفعه مثل چوپ خشک شد و چشم‌هاش از حدقه آمده بود بیرون و تکان نمی‌خورد اصلا.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:46  توسط هدایت   | 

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت قتل اکبر محمدی در زندان جمهوری شیطانی
 
 

نهم امرداد ماه ۱۳۸۵

هم میهنان عزیزم،

پـس از هفـت سال شکنجـه و شـلاق، سرانجـام دانشجـوی دلیـر و مقـاوم، اکبرمحمـدی، توسط رژیم جنون و جنایتِ جمهوری اسلامی بقتل رسید و بدین ترتیب: حکم اعدام وی – پس از هفت سال – توسط جانیان و زندانبانان جمهوری اسلامی بمرحلۀ اجرا درآمد.

اکبرمحمدی، نمونـۀ برجستـه ای از دانشجویـان مشروطه خواهـی بود که علیرغـم سکوت سنگین اپوزیسیــون و بی توجه بـه عافیت طلبـی ها و عاقبت انــدیشی ها، قهرمانــانــه، پرچــم مبارزه و مقاومت در برابر استبداد سیاه حاکم را بر دوش کشید.

نام و خاطــرۀ اکبرمحمــدی، در تاریــخ جنبش آزادیخواهی مردم ایــران – عموماً – و در تاریخ جنبش دانشجــویــی – خصوصــا – همــواره جاویــدان خواهــد مانــد و آزاد اندیشــی و شجاعت بی نظیر وی، بی تردید، چراغ راه همۀ مبارزان راه آزادی ایران خواهد بود.

من، ضمن همــدردی و همبستگی با خانــوادۀ سـرفـــراز اکبرمحمدی، فقــدان این فرزند شجاع و فداکار وطن را به عموم ملت ایران و خصوصا دانشجویان، تسلیت می گویم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

P.O. Box 566, Falls Church, VA. 22040, U.S.A
Tel: 703-827-0928 Fax: 703-827-9101
www.rezapahlavi.org
   
rpsec@rezapahlavi.org

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:46  توسط هدایت   | 

  اکبر محمدی  
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:42  توسط هدایت   | 

اکبر محمدی را جمهوری اسلامی کشت / نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم

آزاد زمانی، عضو هیئت مدیره انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران

 اکبر محمدی یکی از رهبران خوشنام جنبش دانشجویی وآزادیخواهی ایران بود، اکبرمحمدی همراه بردارش منوچهر محمدی بعد از تظاهرات 18 تیرماه 78 توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی شکنجه و زندانی شدند. اکبرمحمدی در برابر استبداد و سرکوب جمهوری اسلامی مقاومت و مبارزه کرد اعتصاب غذای 9 روزه اکبر محمدی اعتراضی بود به بی عدالتی وستمگری جمهوری اسلامی. به همین علت جمهوری اسلامی و رسانه های هم پالانش کمترین توجه را به مبارزه و اعتصاب غذای اکبرمحمدی نمودند و تاهنگام مرگش سکوت کردند . تف به روی گرداننده گان رسانه های نوکر که صدای اکبر را تا آخرین لحظات فرو خوردند! این که اکبر محمدی را جمهوری اسلامی بعد از یک دوره طولانی شکنجه و آزار به کام مرگ هدایت کردهیچ شکی درمیان نیست. نیروهای امنیتی و شکنجه گر جمهوری اسلامی هنگامی که اکبر در حال اعتصاب وبیماری بسرمی برده ، دست و پایش را بسته اند، دهنش را بسته اند و شکنجه اش کرده اند. اعتصاب ومبارزه اکبر محمدی را ازپای درنیاورد بلکه آدم کشهای جمهوری اسلامی اکبرمحمدی را زندانی کردند، شکنجه کردند وکشتند.

ترور، شکنجه و سربه نیست کردن فعالان سیاسی و رهبران اجتماعی از افتخارات وک ارنامه سیاه سران ریزودرشت جمهوری اسلامی است باید با تمام امکانات در برابر این وحشیگری و آدم کشی جمهوری اسلامی ایستاد. جمهوری ا سلامی بر بی رحمی و قساوت استوار است ، جان دیگر زندانیان سیاسی و آزادیخواه در خطر است. باید علیه این جنایات اعتراض کنیم ، تنها اعتراض متحد مردم و همه فعالین سیاسی و مدنی می تواند جمهوری اسلامی را به عقب براند.

ما به عنوان" انجمن دفاع اززندانیان سیاسی و حقوق بشرایران" شکنجه و کشتن اکبر محمدی را توسط جمهوری اسلامی بشدت محکوم می کنیم و از همه مردم ، نهادهای مدنی، سازمانها ی مدافع حقوق بشر احزاب و شخصیتهای سیاسی واجتماعی می خواهیم که با تمام توان به اعتراض ونقض حقوق بشر در ایران برخیزند.

عضو هیئت مدیره انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران – آزاد زمانی
9/5/1385
31جولای 2006

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:40  توسط هدایت   | 

 

قتل اکبر محمدی: بیانیه فعالان حقوق بشر در ایران

دوشنبه 9 مرداد 1385

فعالان حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه ای در باره به قتل رسیدن اکبر محمدی در زندان اوین از جمله نوشت اکبر محمدی به دلیل چاپ کتابی از وی در آمریکا که خاطرات بعد از دستگیری او در 18 تیر 78 را بازگو می کند، بازداشت شد. وی در این کتاب نقض حقوق بشر از سوی وزارت اطلاعات و قوه قضائیه را افشا کرده است.


لازم به یادآوریست که اکبر محمدی پیش از اعتصاب غذا در مرخصی استعلاجی بسر میبرده است و حال وی به دلیل شکنجه های وحشتناک در زندانهای توحید و اوین نامساعد بوده است .


فعالان حقوق بشر در ایران با اعلام انزجار نسبت به نقض شدید حقوق بشر توسط دولت جمهوری اسلامی خواستار محکومیت قاطع دولت ایران می باشد .



رو نوشت به :

کوفی عنان

كميساريای عالي حقوق بشر

عفو بین الملل

دیده بان حقوق بشر

و...

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:32  توسط هدایت   |